آخرین اثر رضا
امیر خوانی ؛ بی وتن رو خواندم به چند نکته در رابطه با نقد
ادبی این داستان می پردازم:
2. شخصیت اصلی
داستان،ارمیا رزمنده ای تهرانی است که از کار های یومیه اش رفتن به بهشت زهرا و
بودن در کنار مزار دوستان شهیدش از جمله رفیق نزدیک اش سهراب که او هم شهید شده می
باشد.روزی بر مزار همین سهراب با دختری به نام آرمیتا آشنا میشود که این آشنایی
بعد ها منجر به ازدواج میشود.اما ارمیا به بهانه رفتن به سوی آرمیتا که حالا
درآمریکا زندگی میکند جلای وطن کرده ودر مسیر رسیدن به آرمیتا با سبک زندگی
امریکایی روبرو میشود که در تضاد و تقابل با ارزش ها و نگرش های ارمیا بوده و حالا
دو انتخاب دارد یا برگردد به همان موطن خود یا با ارمیا ازدواج کند و با گذشته اش
خداحافظی کند که ارمیا دومی رو انتخاب میکند وداستان پیش میرود ...
3. شخصیت های فرعی
همگی نماد های زندگی فست فودی یا مک دونالدی هستند که بنا به استعداد های خودشون
که کاملا هم فردی است سعی بر گذران زندگی دارند اینها قسمت مدرن فکرارمیا را
نمایندگی میکنند. آرمیتا- خشی- سوزی – رمزی – بیل – حاج
عبدالغنی
4. تنها یاد دوست
شهیدش سهراب و یکی دیگر از دوستان سهراب که از قضا در امریکا میزید اما استحاله
نشده دو شخصیتی هستند که به قول خود ارمیا
در داستان نیمه دوم تفکرش که همان نیمه سنتی است راشامل میشوندالبته یک رضای
لبنانی هم هست که کمرنگ حضورکی دارد. این گروه از شخصیت های داستان همان درویش
مصطفی در من او را به ذهن ما متبادر می کنند
5. عمده ترین
کاراکتری که تحول می پذیرد در داستان همین ارمیا است که مستغرق میشود در دنیای
فانی وغربی و البته امیر خوانی سعی دارد بگوید که نجات خواهد یافت وبه نظر من نه
تنها ارمیا نجات نخواهد یافت بلکه امیرخوانی را هم با خود به ناکجاآباد میبرد!
6. اسم داستان
متناسب با درون مایه انتخاب شده و رسم الـخـط خاص سـبک امـیر خوانی رو دارد: بی
وتن این ابداعی تازه و جذاب همواره از نکات مثبت داستان ها ی نویسنده به شمار
می رود که ویژگی اصلی اش انتقال نوعی پیام مرتبط با بن مایه اثردر عنوان داستان
است.
7. بی وتن "سرگردانی مخاطب" دارد. یعنی
اولا مشخص نیست که چه طبقه ای را روایت می کند(مهاجرین –
رزمنده
ها – نسل سوم شهری) و مخاطبش راگم می کند برای
همین بی وتن هم ادبیات مهاجرت است هم ادبیات جنگ است هم ادبیات عامه ثانیا
خواننده در چم و خم قصه سرگردان می شود و
در نهایت در این قصه می ماند.
8. نثر داستان دچار
تشویش زبانی است که گاهی به سوی ابتذال میرود .فارسی ،انگلیسی و فینگیلیش!
این نثر گرچه
ممکن است با حال و هوای داستان ارتباط برقرار کند ولی قطعا وجه مشترک آنها همان
تشویش و سرگردانی است
9. البته نقطه مثبت
کار های امیر خوانی در خصوص نثرش این است که این نثر بسیار خودمانی و صمیمی جلوه
می کند اما در این اثر کمی حالت کلیشه ای سرد به خود گرفته. مانند رسم الخط
داستانهای او
10. در نهایت ارمیا منفعل و اثر پذیر است و نمی توان گفت که قهرمان داستان است درست عکس قهرمان داستان های قبلی که بیش از حالت طبیعی فعال و اثر گذار هستند.

ما بعد التحریر:
همان طور که هیچ فیلمی از حاتمی کیا ،"آژانس شیشه ای" نمیشود هیچ
رمانی هم از امیرخوانی "من او " نخواهد شد بنابراین توصیه من
اینست که هیچ گاه با نگاه" من او" به سراغ "بی وتن " نروید........








